خود را برای بهترین روز آراسته ام

اصلا باورم نمی شد.من...منی که اون همه گناه... منی که میلیاردها بار توبه کردم و برگشتم... بعد از اون قسم.... وای خدایا چقدر تو مهربونی،چقدر ماهی.

اصلا باورم نمی شد بین 240 نفر آدمی که اسم نوشتن،اسم من جزو 35 نفر باشه.امروز زیر اون برف زیبا انگار فرشته ها رو سرم نقل می ریختن....

ای.... یعنی منم به خونه ی خدا دعوت شدم. بعد از اون همه.... بازم گفت بیا اشکال نداره. چقدرخوبه که تو هستی .خدایا دوست دارم،دوست دارم،دوست دارم........خود را برای بهترین روز آراسته ام.

/ 2 نظر / 14 بازدید
ملوس

سلام گولی جونم. از صمیم قلب بهت تبریک می گم... نمی دونی چقدر خوشحال شدم!!

راحله

وای!!! عالیه، چرا زودتر نگفتی؟ خیلی ذوق کردم. سمیه جونم، اتفاقای اخیر رو بذار کنار هم... آشنایی بیشتر با جمعیت و کلاسا، سفر به سوی نور... خدا داره سعی می کنه یه چیزایی بهت بگه. گیرنده هات رو روشن کن عزیز!!! حواست رو جمع کن، صدای خداست که داره تو زندگیت می پیچه. بابا خیلی عزیز دردونه خدا شدیا! ما رو هم دریاب. التماس دعا عزیزم.