قصه

هر آدمی یه قصه اس

قصه های کوتاه اما عمیق

قصه های بلند اما سطحی

بعضیا مثه یه کتاب قصه هستن که همه ورقاشون سفیده (مثه یه کتاب 1000 صفه ای که سفید باشه اما از دور سنگین میاد) بعضیا دقیقا برعکس این قضیه هستن...

بعضیا رو نمیشه نوشت

بعضیا فقط به درد قاب کردن رو دیوار می خورن

بعضیا به درد هیچی نمی خورن

بعضیا.... (بیخیال این بعضیا ها خیلی زیاده)

قصه دو تا آدم (یه خانوم و آقای میان سال) که تقریبا یه روز در میون دمه پارک سر کوچمون میبینمشون که یا تو ماشین ( یه 405 یشمی به شماره (ناکامل!) " 55ص 36") نشستن یا تو پارک می شیننو خیلی دوس دارم بدونم. یه رابطه خاصی دارن یه انرژی خاصی بهم میدن. اینکه تو این سن و سال این همه محبت تو نگاهشونه وقتی همو نگاه می کنن خیلی برام جالب و قشنگه. همیشه گفتم بازم میگم دوام و ادامه رابطه هاس که مهمه. چطوری ساختنشه که مهمه

.

.

.

و اینک

نه آنچنان که باید امیدوار هستم

 

و نه آنچنان که نباید نا امید


 

 

 

به سان کشاورزی بر سر زمینی که هنوز خوب نباریده است.....

 

پ.ن 1: تقریبا 35 خط نوشته بودم. انقد پاک کردم همین چند خط ازش موند.

پ.ن2:

- چرا نمی نویسی؟

- تا مصیبت دو تا نشود!

/ 10 نظر / 10 بازدید
دخترک دشت زعفران

می دونم که این یادآوری رو دوست نداری. یا شاید خودت یادت هست. اما تولد فاطمه است. بهش زنگ بزن. این روزا دلش گرفته. هر وقت می نویسی... هیچی. اس ام اس می زنم یا زنگ.

ملوس جون

از دیشب تا حالا دارم فکر می کنم که کدومشم!.......

ملوس جون

یه چیز دیگه وقتی راجع به دیگران فکر می کردمف راحت می تونستم بگم فلانی مثلا مثل فلان کتابه. اما وقتی به خودم رسیدم (البته خودمونیم اول رفتم سراغ خودم دیدم خیلی سخته گذاشتمش برای آخر(اما میگن قورباغه ات را قورت بده ( نتیجه اخلاقی: من= قورباغه (؟!!!)))) دیدم نمیتونم. پ.ن : عجب پرانتز در پرانتزی شد!!! (!!!)

آزاده

می بینی درست همون روزی که تو smsمی زنی که بریم مفید من باید موبایلمو شرکت حا بذارم[ناراحت].

حرفهای صامت

دختر دشت زعفرون: اول: خیلی خیلی ممنون که یادآوری کردی. متاسفانه یادم نبود[ناراحت] دوم: من از خودم ناراحت می شم که چرا باید یادم بره که تو بیای یادآوری کنی. سوم: خوب تو که زحمت کشیدی یاد آوری کردی لا اقل می گفتی تولدش 5 شنبه اس. که من 4 شنبه زنگ نزنم که سوتی بدم!!!!!!!!!!!!!

مهشید

نیچه می گه : ارزش یک احساس به مدت اونه نه شدت اون. همیشه بهش فکر میکنم[لبخند]

شا

شایسته

خانوم مهندس ما متفکر و من اینو تو وجودت خیلی دوست دارم دوست جون

ملوس جون

نه آنچنان که باید امیدوار هستم این داره تو ذهنم دینگ دینگ میکنه: "نه آنچنان که باید امیدوار هستم و نه آنچنان که نباید نا امید" !!!!!!

beatris_night

هیز شدی به اونا چی کار داری شوخی کردم حرفهاتو نخور (پاک نکن)