حرف های صامت میلاد

 

 

وقتی رو سن شارمین گفت اون پسرو بغل کنم دلم می خواست بزنم تو گوش اون پسر و تموم اونایی که اون بالا نشسته بودن. نه اینکه ازشون بدم بیاد، نه. دوسشون داشتم همشونو. ولی می خواستم بگم وضعیت من از خیلی از شماهایی که اینجا نشستین بدتر بوده و هست  ولی من با خیلی سختیا الان پایین سن روبروتون نشستمو شما اون بالا روبروم .......

 

منبع: حرفای خود میلاد

 

 

پ.ن: قبول دارم که مقابل خیلی از پیشامدا نمیشه کاری کردو قوانینی که داریم کوره و وضعیت وحشتناکی که واسه این بچه ها پیش اومده ..... اما میلاد قابل تقدیره

 

پ.ن: چرا باید یه شهر تو جنوب کشور عزیزمون (نزدیکای اهواز) داشته باشیم که اسمش رسما باشه "بنگستان" ؟


/ 5 نظر / 6 بازدید
صبوحی زده

سمیه جان قبول دارم که خیلی ها در شرایط سخت خیلی مقاوم هستن اما باز هم باید پشت سر اون آدم رو نگاه کرد و دید که که چی باعثش شده. شاید یه محبت کوچیک که از یکی از اعضای خانواده یا یه دوست یا هر کس دیگه ای دیده. شاید یه آدم تاثیر گذار تو زندگیش بوده که الگوی خوبی براش شده. شرایط سخت فقط اون موارد نخ نما شده ای نیست که ما فکر می کنیم. مثلن اگه بچه های جمعیت نقششونو تو خانواده ها درست انجام بدن و یه الگوی خوب برای بچه هاشون بشن، دیگه اون بچه ها پاشون به کانون باز نمیشه و .... از همینجا بگیر برو تا تهش برای همین هیچ وقت نمیشه گفت اگه من جای فلانی بودم ال می کردم و بل نمی کردم چون واقعن هیچ کس جای اون یکی نبوده و نمی دونه که اون آدم چه شرایطی داشته

حرف های صامت

شاید باید بیشتر توضیح می دادم. من خودم اصلا قصد مقایسه میلادو با اون بچه ها نداشتم چون از شرایط اون بچه ها بی اطلاعم. تو اون لحظه میلاد خودشو و شرایطشو که خودش بهتر از هر کسی میدونه با اونا مقایسه کردو اون نتیجه رو گرفت که البته اونجا یه کار دیگه کرد! با طرح طفلان هم اصلا مخالف نیستم. مخصوصا اینکه قصد فقط آزاد کردن نباشه و بعد آزادیه که خیلی مهمه تا همون شرایط و موقعیتایی رو که شاید نداشتن واسشون ایجاد کنیم و اونوقت خودشونن که مهمن و انتخاباشون (نه فقط اونا هممون-حرفام شاید به بهانه اونا شروع شد ولی منظورم کلیه) و اتفاقات ناخاسته ای که باعث شده خیلی از اون بچه ها الان اونجا باشن که ممکنه واسه هر کسی هر لحطه ای پیش بیاد شاید چند ساعت دیگه واسه من! مثلا اون بچه ای که چون مادرش تو زندانه و جایی نداشته شیشه شکسته تا بیاد کانون و مطمئنا تو کانون خیلی چیزای دیگه ام یاد گرفته پس اگه مسئولیت بیرون اومدنشوقبول می کنیم یادمون باشه و مواظب که چند سال دیگه دوباره نیایم کانونو نگران 18 ساله شدنش.

حرف های صامت

حرفاتم قبول دارم اما به نظرم نمیشه تاثیر خود آدما رو نادیده گرفت. فکر نمی کنم خدا یادش بره یا از دستش در بره که به بعضی آدما تو موقعیت خودشون یه فرصتایی بده اما حتما دیدی که بعضیا هستن که خود خواسته نمی بینن شاید همون الگویی رو که خودت می گی (یه وقتایی شاید الگوهه کارشو درست انجام نداده باشه اما یه وقتایی هم هست که اون آدم نمی خواد ببینه راضیه به همین وضعیت که داره سختشه پاشه چون تغییر سخته و زحمت داره) حتما خودت هم تو جمعیت با موارد مشابه روبرو شدی پس آدمی که به خودش زحمت فهمیدنو میده با دیگرون فرق داره. یا آدمای اطرافمون که شاید مشکلاتشون از نوع نخ نما نباشه و به نظر بیاد که خیلی چیزا رو میدوننو ... ولی از تموم حرفای خودشون فقط نگاه از بالا و گفتن اون حقایقو انتخاب می کنن و نوبت به عمل خودشون که میرسه چون سختشونه ..........

صبوحی زده

1. درسته، همه در هر شرایطی یه راههای گریزی جلوی پاشون گذاشته می شه اما حتی شناخت راه گریز هم راهنما می خاد.این حرفم تبرئه کردن انسان از خطاهاش نیست بلکه همون حرف خود قرآنه که میگه هر کس به اندازه تواناییش موظفه. بیشتر منظودم این بود که از هر کس بیشتر از تواناییش انتظار نداشته باشیم. 2. قضاوت در مورد میزان شناخت و عملکرد انسانها را در موقعت های مختلف جز در موارد خاص که باید مداخله کرد بهتره به خودشون واگزار کنیم. اینکه بعضیا فقط حرف می زنن یا وقت عمل کوتاهی می کنن و ..... شاید یه نفر از بیرون فقط ظاهر قضیه رو می بینه و بس و بازم می گم بهتره تا کاملن به شرایط یه آدم واقف نیستیم در موردش قضاوت نکنیم. 3. در مورد نگاه از بالا به پایین و این حرفام که همیشه گفتم و می گم کسی که به زور خودشو بالا نشون می ده از ضعفشه چون پناه دیگه ای نداره جز اینکه پشت خود بزرگ شده اش پنهان بشه پس ناراحتی نداره و مهم نیست که چی میگه و از کجا داره نگاه می کنه (از پشت بوم یا زیر زمین [چشمک] )