حیرت

 

I was five and he was six

We road on horses made of sticks

He wore black and I wore white

He would always win the fight

Bang Bang

He shot me down, Bang Bang

I hit the ground, Bang Bang

That awful sound, Bang Bang

My baby shot me down

 

Seasons came and changed the time

When I grow up, I called him mine

He would always laugh and say

Remember when we used to play


Bang Bang

I shot you down, Bang Bang

You hit the ground, Bang Bang

That awful sound, Bang Bang

I used to shoot you down

Music played and people sang

Just for me the church bell rang


Now he is gone I don’t know why

And till this day sometimes I cry

He didn’t even say goodbye

He didn’t take the time to lie


Bang Bang

He shot me down, Bang Bang

I hit the ground, Bang Bang

That awful sound, Bang Bang

My baby shot me down

“Nancy Sinatra”

 

 

سلام

حال همه‌ ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور

که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند

تا یادم نرفته است بنویسم

حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود

می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ باز نیامدن است

اما تو لااقل

حتی هر وهله

گاهی

هر از گاهی

ببین انعکاس تبسم رؤیا شبیه شمایل شقایق نیست

راستی خبرت بدهم خواب دیده‌ام خانه ای خریده‌ام

بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار ... هی بخند

بی‌پرده بگویمت: چیزی نمانده است

من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نیک خواهم گرفت

دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید

از فرازِ کوچه ما می‌گذرد

باد بوی نامهای کسان من می‌دهد

یادت می‌آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟

نامه‌ام باید کوتاه باشد

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آینه

از نو برایت می‌نویسم

حال همه‌ ما خوب است اما تو باور نکن

"سید علی صالحی"

 

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راحله

معنی لذتمند و شاد رو فهمیدم. خوب خدمتتون عارضم که انسانهای لذتمند در حال زندگی می کنند و انسانهای شاد همیشه زنده اند. یعنی کلا دل زنده اند. یا شاید بگم بیشتر وقتها دل زنده اند! اما اینکه شادی بهتره یا لذتمندی، بستگی به دیدگاه آدما داره. تازگیا دارم حس می کنم همه این دنیا بستگی به دید آدما داره و مطلقی وجود نداره. یه حرف، یه کار، یه چهره حتی، می تونه از دید یکی خیلی خوب باشه و از دید یکی خیلی بد. فقط کاش می دونستم خدا چطوری حساب کتاب می کنه اینا رو. شاید اصلا برا همین شریعت فرستاده. اما نه بازم بستگی داره. همه چی به همه چی بستگی داره. خیلی دلم می خواد سر از کار خدا در بیارم. خیلی

راحله

ما همینطور به بیشمار بودن ادامه می دهیم. بهار بیا خودی نشون بده فکر نکنه جنبش خوابیده!!! (الان میان در وبلاگتو تخته می کنن!) [شوخی]

راحله

[گل]

راحله

[نیشخند]

راحله

[خنده]

یه مرد امیدوار

آرامش آسمان... من این شعر را واقعا دوست دارم. خصوصا درد نهفته در مصرع آخرش را

بهاره

به به ..... چطوری راحله جونم؟ ما بی شماریم!!!

راحله

سلام بهاره جان. خوبی؟ اینجا که انگار صاحابش بهش سر نمیزنه. همون من و تو توش زندگی کنیم. از بیشمار هم اونورتریم بابا. تو خوبی؟ چه خبرا؟ از بروبچ چه خبر؟ دیگه تعریف کن ببینم. کجاهایی؟ با درسا چطوری؟ [عینک]

راحله

ضمنا از این عبارت "تقصیر خودشه" که اندر باب احوالات گارفیلد گفتی، اصلا خوشم نمیاد که هیچ، نفرت هم دارم. چون به نظرم جمله ایه صرفا برای از سر باز کردن و رفع تکلیف کردن در کمک به دیگران. اگه اوضاع گارفیلد برات مهم نیست، اصلا بهش توجه نکن. اگه مهمه پس همدردی کن و در صورت امکان در حل مشکل بهش کمک کن. این عبارت "تقصیر خودشه" خیلی رو اعصاب منه. اگه تقصیر خودشه پس به کسی ربطی نداره که راجع بهش حتی حرف بزنه. (خیلی خشن شد نه؟!) [سوال]

علیر

چقدر حرف صامتی که نوشته نشده و چقدر حرف صامتی که نخواندم