حرف های صامت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
 

هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است، دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد و آن دست جوانمرد است

.

.

راهی که به بهشت می رود، نزدیک است. من به آن راه  دور میروم راهی که تنها به خدا می رسد.

.

.

آن مرد طبیب بود و می گفت: جهان بیمارستانی است بی سروسامان. هر کس بیماری دارد و هر کس دوایی می خواهد. هزاران هزار بیماری، افسوس، اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت؟

جوانمرد اما می گفت: ما همه تنها یک بیماری داریم: خواب؛ و دوایی نیست، جز بیداری.

بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد.

.

.

جوانمرد گفت: خدایا! نماز می خوانم و روزه می گیرم، حج می گزارم و زکات می دهم، انفاق می کنم و می بخشم، نه غیبتی و نه دروغی و نه حرامی، اما این نیست آنچه تو می خواهی، دلم راضی نمی شود، می دانم که چیزی بیش از اینها باید کرد. خدا گفت: آری، چیزی بیش از اینها باید کرد. و آن گاه عرش را بر شانه های او گذاشت و گفت: این است آنچه می خواهم، اینکه عرشم را بر دوش بگیری، امانتم را.

جوانمرد گفت: سنگین است، سنگین است، سنگین است، شانه هایم دارد می شکند، نزدیک است که عرشت بر زمین بیفتد.

خدا گفت: یاری بخواه، جهان هرگز از یاران خالی نخواهد بود. و جوانمرد فریاد برآورد که: ای جوانمردان، یاری، یاری، یاری ام کنید؛ عرش خدا بر پشت ما ایستاده است، نیرو کنید و مرد آسا باشید که این بار، گران است.

و هر روز کسی از گوشه ای و هر روز کسی از کناری درآمد. کسی که تکه ای از عرش خدا و پاره ای از امانت او را بر پشت گرفت.

هزاران سال گذشته است و هزاران سال دیگر نیز می گذرد، اما عرش خدا هرگز به زمین نخواهد افتاد.

"جوانمرد نام دیگر تو- عرفان نظرآهاری"

پ.ن: رمضان 86 هم تموم شد. رمضانی که خیلی فرق داشت که خیلی بزرگ بود. خدایا برای ادامه راه، خدایا برای ماندن، برای توانستن ..... الحمدلله

پ.ن: شب 21 ام عمو پورنگ رفته بوده یه بیمارستان پیش بچه ها، کلیم باهاشون بازی کرده بوده  و واسشون هدیه برده بود. خیلی خوشحال شده بودن. دست گلش درد نکنه

 

 

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/٧/٢۱ - س |لینک به نوشته