حرف های صامت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
 

هیچ چیزی نمی تواند بر اراده خدا مقدم باشد . اگر خدا نخواهد حتی مواد خواص طبیعی معکوسی خواهند داشت .

آب : افروزش آتش....

این که ایمان بیاری به اراده خدا ، اینکه با تمام وجودت قبولش کنی . خیلی مهمه... اونوقته که زندگیت کاملا عوض میشه... این حرفا هیچ مغایرتی با تلاشو سعی نداره نه. اتفاقا یه جورایی اگه نشانه ها رو خوب ببینی راهو داره نشون میده. خدا واسه من خیلی وقت گذاشت که من اینها رو بفهمم و باور کنم ، چندین سال ، تا ایمان بیارم . نشانه ها رو می دیدم معنیشونو می فهمیدم ولی... خوب نمی خواستم باور کنم . که اگه باور داشتم الان شاید...

نمی دونم واستون پیش اومده یا نه که چیزی رو با تمام وجودت بخوای که داشته باشی و واسه داشتنش هر کاری که بتونی رو انجام داده باشی ولی همیشه یه چیزی مانع بشه. من چندین سال روی موضوعی تمامه تلاشم رو کردم  و تمام مدت می دیدم و حس می کردم که خدا نمی خواهد .... اما من می خواستم و چون خدا نمی خواست من مدت زیادی از عمرم را درخاکی که دیگر قابلیت رویش گیاهی در آن نبود صرف کردم که شاید با این تلاش اگر می پذیرفتم در خاک دیگری باشم....... نشانه ها تو این دنیا باهامون حرف می زنن . میفهمیمشون .

روزهایی بود که به خدا می گفتم: " خدایا می دونم که نمی خوای. اما حالا نمی شه بخوای؟؟؟؟"

حتی یادمه یه روز بدجوری با خدا دعوام شد. بهار حتما یادشه

بهش می گفتم:

بابا من نمی خوام صلاحمو بخوای، اصلا من می خوام بدبخت بشم ولم کن!!!!!!

می خوای امتحانم کنی ؟ من می خوام رفوزه شم!!

 میبینید با تمام وجودم میدونستم ولی فقط خودمو اذیت می کردم.ایمان نداشتم.

 ایمان نیاز به آزمایش را مطرود می کند.

یاد فیلمه "یک تکه نان" افتادم. اونجایی که سرباز جوون راه رسیدن به امامزاده رو بلد نبود و تنها بود . توی جاده ای که داشت می رفت رسید به یه دو راهی. یکی از راه ها رو انتخاب کرد و رفت .همون اول راه پاش گیر کرد به یه تیکه سنگ و افتاد زمین. میدونید بعدش چی کار کرد؟

برگشت و از راه کناری  رفت.


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/٢/۳٠ - س |لینک به نوشته