حرف های صامت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
زمين عزيز

دلم واسه زمین می سوزه، این همه نکبتو مجبوره تحمل کنه و دم نزنه. با این همه درد و زخم چرک کرده بسازه.. گاهی آسمون انقدر طاقتش طاق میشه که اشکاش سرازیر میشه ، شاید مرهمی باشه واسه زخمای زمین عزیز. مثل همین الان.

بیچاره زمین

باز خوش به حال آسمون، دست نخورده مونده

دیشب از یه جای خیلی بلند داشتم نگاش می کردم. تحملش واسم غیر قابل باور بود!! اگه من جاش بودم همه رو بالا می آوردم. این همه بلا سرش میاریم اونوقت اون با آغوش بازش پناهمون داده، تازه وقتی دلتنگیم آسمونو نگاه می کنیم که بزرگیش بهمون ارامش بده.دنبال ستاره ی آرزوهامون توش میگردیم. عشق زمینی....آسمونی....

بیچاره زمین که انقدر نزدیک به آدماس

آهای زمین بزرگو مهربون، خیالت جمع. من یه نفر که بیست و سه ساله تو آغوشت بزرگ کردی می خوام داد بزنم که دوست دارم و مرسی به خاطر همه ی تحمل و بزرگواریت.


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱/٢٥ - س |لینک به نوشته