حرف های صامت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
حرف های صامت میلاد

 

 

وقتی رو سن شارمین گفت اون پسرو بغل کنم دلم می خواست بزنم تو گوش اون پسر و تموم اونایی که اون بالا نشسته بودن. نه اینکه ازشون بدم بیاد، نه. دوسشون داشتم همشونو. ولی می خواستم بگم وضعیت من از خیلی از شماهایی که اینجا نشستین بدتر بوده و هست  ولی من با خیلی سختیا الان پایین سن روبروتون نشستمو شما اون بالا روبروم .......

 

منبع: حرفای خود میلاد

 

 

پ.ن: قبول دارم که مقابل خیلی از پیشامدا نمیشه کاری کردو قوانینی که داریم کوره و وضعیت وحشتناکی که واسه این بچه ها پیش اومده ..... اما میلاد قابل تقدیره

 

پ.ن: چرا باید یه شهر تو جنوب کشور عزیزمون (نزدیکای اهواز) داشته باشیم که اسمش رسما باشه "بنگستان" ؟



پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/۱۱/۳٠ - س |لینک به نوشته