حرف های صامت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
قصه

هر آدمی یه قصه اس

قصه های کوتاه اما عمیق

قصه های بلند اما سطحی

بعضیا مثه یه کتاب قصه هستن که همه ورقاشون سفیده (مثه یه کتاب 1000 صفه ای که سفید باشه اما از دور سنگین میاد) بعضیا دقیقا برعکس این قضیه هستن...

بعضیا رو نمیشه نوشت

بعضیا فقط به درد قاب کردن رو دیوار می خورن

بعضیا به درد هیچی نمی خورن

بعضیا.... (بیخیال این بعضیا ها خیلی زیاده)

قصه دو تا آدم (یه خانوم و آقای میان سال) که تقریبا یه روز در میون دمه پارک سر کوچمون میبینمشون که یا تو ماشین ( یه 405 یشمی به شماره (ناکامل!) " 55 ص 36") نشستن یا تو پارک می شیننو خیلی دوس دارم بدونم. یه رابطه خاصی دارن یه انرژی خاصی بهم میدن. اینکه تو این سن و سال این همه محبت تو نگاهشونه وقتی همو نگاه می کنن خیلی برام جالب و قشنگه. همیشه گفتم بازم میگم دوام و ادامه رابطه هاس که مهمه. چطوری ساختنشه که مهمه

.

.

.

و اینک

نه آنچنان که باید امیدوار هستم

 

و نه آنچنان که نباید نا امید


 

 

 

به سان کشاورزی بر سر زمینی که هنوز خوب نباریده است.....

 

پ.ن 1: تقریبا 35 خط نوشته بودم. انقد پاک کردم همین چند خط ازش موند.

پ.ن2:

- چرا نمی نویسی؟

- تا مصیبت دو تا نشود!


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٧/۳٠ - س |لینک به نوشته

گنجوان

 

میدان گازی تنگ بیجار و کمانکوه در 135 کیلومتری کرمانشاه و 60 کیلومتری ایلام

دوشنبه تا پنج شنبه 15 تا 18 مهر 87

Tang-e-Bijar

تجربه های خاص خودشو داشت

تک چادر های مردم به ظاهر عشایر وسط کوه

مردمی که انگار بود و نبودشون واسه هیشکی مهم نیست

با وجود راه اندازی این سایتها و مثلا توجه به منطقه وضع و حالشون اون بود. دیگه قبلا چطور بوده؟!!

گویا اولین کسی که برای راه اندازی سایت اومده بوده توسط مردم بومی محاصره شده بوده! و حتی تهدید. اما همون آدم با سختی های مشخصا زیاد بهره برداری از این میدان های گازی رو ممکن کرده و کلی هم شغل واسه مردم بومی ایجاد کرده منصفانه زمینهاشونو که تو مسیر بوده خریده (نا گفته نمونه که مردم هم خوب یاد گرفتن تا می بینن رو زمین علائم نقشه کشی واسه عبور خط لوله اس میان زودی دور و ورشو شخم می زنن که یعنی اینجا صاحاب داره!) خلاصه اینکه اون آدم انقدر واسه این مردم کار کرده بوده که موقع خدافظی همه با گریه ازش خدافظی کرده بودن. به این می گن آدم

آسمون پر ستاره کویر

با وجود منابع مختلف کشور، پروژه های مختلفی که میان و میرن ... راه اندازی فازهای جدیدی بهره برداری تو جنوب که پیغام تبریکشو اس ام اس می کنن

هیچ رفاه و آسایشی اضافه که نمی شه هیچ. وضعیت دائما داره بدتر می شه. واقعا حضرات هنرمندانی شگرف در نابودی وضعیت می باشند.

صادرات نفت خام (روی کلمه خام تاکید می شود)

نکته: وقتی کسی وارد خونه ای می شه که اونجا رو مال خود بدونه واسه بهبودش خیلی کارا می کنه دائما در تلاشه. اما فک کن مثلا قوم "بربر" وارد خونه ای بشن همه تلاش و فکر و ذکرشون اینه که از کجای این خونه می تونن بکننو با خودشون ببرن. الحمدلله سیرمونی هم ندارن!

 

 

پ.ن: خدا هیچ بنده ایشو اسیر معده درد نکنه. وحشتناک مال یه لحظه شهنگران

پ.ن: بعضی از پولا لیاقت انجام بعضی کارا رو ندارن. حالا هر چقد که می خواد باشه... اینجوری میشه که اسم بعضی آدما از بعضی لیستا خط می خورهقهرعصبانی

پ.ن: اگه گراز بهتون حمله کرد باید بدوویید بعد یهو جاخالی بدین چون گردن نداره برگرده! البته من که جز روباه و بز و سمندر ندیدم


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٧/٢۱ - س |لینک به نوشته

P.H.D خوران!

 

 

امروز بعد از مدتها دوباره با سحر رفتیم مفید.

بچه های بیمار قدیمی نیستن. همه بچه ها جدیدن

دوباره این همه بچه مریض جدید+ بچه های قدیم+.....

کاش یه روز بشه دوشنبه بعدازظهرا تقاطع شریعتی میرداماد هیچ جایی نباشه که بخوای بری

 

 

پ.ن: بعد از بیمارستان خانم مرجان اردشیرزاده: مشکوک به "دکتر" (هنوز جواب قطعی دکترا نیومده که) رو بردیم که شام دکترا بگیریم ازش که بسیار چسبید. همون موقع گوشیه دکتر زنگ زد و دوستش گفت که نتایج اومده تو سایتو از دکتری دکتر رفع شبهه شده

برکت ما رو دقت کردین؟!

از این جهت "برای رساندن جوانان مملکت به آرزوهاشون" دعوتاشونو واسه شام قبول می کنیم!

 

پ.ن: واحد اندازه گیری میزان "روی" آدمها؟


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٧/۸ - س |لینک به نوشته

 

 

سلام خانوم کوچولو

آره با توام. بیا بشین رو پام

یه عالم باهات حرف دارم….

حرفامو گوش کن. اگه خواستی باورشون کن. اگرم نخواستی باور نکن. فقط یادت بمونه حرفامو حفظ نکنی اگه باور کردی بدون واسه چی باور کردی. حرفای آدمارم (آدما رو هم) همینطور یا کتاباشونو…

اگه یکی بهت گفت اشک، دست بکش رو گونه اش، اگه خیس بود اونوقت باور کن….

دنیای عجیبیه این همه آدم این همه فکرای جور واجور… هر کی یه جور نگات می کنه… نترسی یه وقت … من باهاتم.

دیدی بعضی آدما چقد "شل" بغلت می کنن… شل با آروم فرق داره ها .. اونوقت تو مجبوری دستتو محکم بندازی دور گردنشو همشم نگران باشی که یه وقت نیفتی .. بذارتت زمین خودت راه بیای بهتر نیست؟

بعضیام انقد محکم بغلت می کنن که همه بدنت درد می گیره... بغل هر کسی نرو..

آخ آخ مامانت داره صدات می کنه. ببین تو نگاش پره محبته من از همینجا گرمم شد. بدو برو پیشش. مواظب خودت باش…… هر وقت خواسی بیا من اینجام


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٧/٤ - س |لینک به نوشته