حرف های صامت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
ایران صفر دلار

سود سالانه قطر از ال.ان.جی (Liquefied Natural Gas) پارس‌جنوبی 140میلیارد دلار؛ ایران صفردلار

اقتصاد > انرژی  - قطر از سال جدید میلادی سالانه حدود 140 میلیارد دلار از محل فروش ال.ان.جی پارس‌جنوبی سود می‌کند.

در حالیکه هنوز هیچ یک از سه طرح ال.ان.جی ایران به مرحله اجرا نرسیده اند و بعید به نظر می رسد که طی 5 سال آینده نیز به بهره برداری برسند قطر امسال با افزایش تولید سالانه ال.ان.جی خود از گنبد شمالی (پارس جنوبی ) حدود 140 میلیارد دلار سود عاید کشورش خواهد کرد.

این در حالی است که در حال حاضر تولید سالانه ال.ان.جی قطر حدود 45 میلیون تن در سال اعلام شده که قرار است طی سه تا چهارماه آینده با بهره برداری از طرح های جدید این کشور ، تولید سالانه گاز مایع شده این کشور از گنبد شمالی به 77 میلیون تن برسد.

بنابراین با محاسبه میانگین سود این کشور از هر میلیون بی تی یو حدود 4 دلار طی سال های گذشته قطر سالانه از محل فروش ال.ان.جی گنبد شمالی و یا همان پارس جنوبی ، حدود 80 میلیارد دلار سود عاید کشورش کرده است که این رقم با توجه به افزایش تولید این کشور در سال 2010 ، در خوشبینانه ترین حالت به 140 میلیارد دلار خواهد رسید.

این در حالی است که رقم 4 دلار در هر میلیون بی تی یو نازل ترین قیمتی است که می توان از آن برای محاسبه سود فروش ال.ان.حی قطر مبنا قرارداد چرا که در حال حاضر به طور میانگین در خوشبینانه ترین حالت هر میلیون بی تی یو ال .ان.جی قطر حدود 11 دلار بفروش می رسد که در صورت کسر 3 دلار بابت هزینه تولید و ترانزیت حدود 8 دلار باقی می ماند که این رقم به دلیل نوع قراردادهای گاز قطر بین شرکت توسعه دهنده فاز مذکور و دولت قطر به طور مساوی تصمیم می شود بنابراین محاسبه رقم 4 دلار در هر میلیون بی تی یو سود خالصی است که نصیب دولت قطر می شود.

براساس این گزارش ، این در حالی است که در حال حاضر اجرای طرح های مختلف تولید «ال ان جی» پارس جنوبی به دلیل پیچیده شدن مذاکرات با طرف های خارجی متوقف مانده است. بنابراین گزارش هم اکنون تجارت جهانی «ال ان جی» به بیش از 185 میلیون تن در سال افزایش یافته اما ایران با وجود داشتن بیش 27 تریلیون متر مکعب ذخیره گازی تاکنون نتوانسته سهمی از این بازار سودآور را نصیب خود کند.

عبدالمحمد دلپریش مدیر برنامه ریزی تلفیقی شرکت نفت هم اخیراً با بیان اینکه در برنامه پنجم توسعه هیچ گونه سهمی برای تولید «ال ان جی» دیده نشده، رویای پیوستن ایران به جمع کلوپ صادرکنندگان «ال ان جی» را حداقل برای پنج سال آینده به حالت تعلیق درآورده است.

منبع: http://www.khabaronline.ir/news-33836.aspx

 

پ.ن باربط: و میلیون ها متر مکعب گاز مملکت خودمون که داره فلر میشه (یعنی هدر میشه) و میلیون ها متر مکعب گازی که جاش وارد میشه!!!

و در همون سایتی که کلی از گازش فلر میشه به دلیل سال "اصلاح الگوی مصرف" یه ردیف از لامپ های مهتابی موجود باز میشوند..................

پ.ن باربط یا بی ربط: حقیقت اینه که از این خبرا کم نیست. ولی خودم حرفم نمیاد. یعنی حرفم که میاد نوشتنم نمیاد.

پ.ن بی ربط: حقایقی که وجود خواهند داشت چه دانسته چشم باز کنی و رنج بودن را بکشی و چه آگاهانه چشم فروبندی و در انتظار وقوعش بلرزی و لحظه شماری کنی

پ.ن بی ربط تر: سرد مثل هوا. مثل خیلی چیزای دیگه  مثل من


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ - سمیه |لینک به نوشته

 

1.      سخت با بد فرق می کنه

2.      عاقبت داور دست عقل و منطق رو بالا می بره و خیلیا برات هورا می کشن!

3.      مغز تفکیک شده؟؟!!

4.      امان از دست این معده درد لعنتی. دوباره و دوباره و ... یادآوری کرد که سلامتی چه نعمت بزرگیه. ولی مطئنا دوباره! فراموش خاهد شد. انسان فراموش کار. خوب یا بد؟

5.      آدما... هدفا... فکرا ... عملا ... انتخابا .... زندگی زندگی زندگی

6.      خدا ......................

7.      سطح زندگی، عمق زندگی و دوباره بازگشت به سطح زندگی ..... اما این سطح دیگه اونی نیست که بود .........

8.      May you live all the days of your life


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٩/۱۱ - سمیه |لینک به نوشته

آپ

اینجا یه مدت آپ نشده به خیلی دلایل!

یکیش زندگی پشت سر هم. یکیش حس و حوصله و البته وقت

یکیش هر حرفی رو نمیشه هر جایی زد...

هنوزم نوشتنم نمیاد ولی چون قول داده بودم آپ کنم این چن خطو نوشتم

پ.ن: برمی گردم. حتما لبخند


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٩/۱ - سمیه |لینک به نوشته

برابری!!!!

معلم پای تخته داد میزد، صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسیها

لواشک بین خود تقسیم میکردند

وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق میزد

برای اینکه بیخود های و هوی  می کرد و با آن شور بی پایان

تساوی های جبری را نشان می داد

با خطی خوانا بروی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود

تساوی را چنین نوشت: یک با یک برابر است

از میان جمع شاگردان یکی برخاست

همیشه یک نفر باید به پا خیزد ....

به ارامی سخن سر داد

تساوی اشتباهی فاحش و محض است

نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت، معلم مات بر جا ماند

و او پرسید: اگر یک فرد انسان واحد یک بود، آیا باز یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود

و انکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون چون قرص مه میداشت بالا بود

وان سیه چرده که مینالید پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می شد

حال می پرسم، یک با یک برابر بود؟

نان و مال مفتخوران از کجا اماده می گردید؟

یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟

یک اگر با یک برابر بود، پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟

معلم ناله آسا گفت: بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست .....

 

"خسرو گلسرخی"


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٧/٢٠ - سمیه |لینک به نوشته

 

سایه ای از دور نمایان است

نمیدانم می آید

یا

میرود

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٦/۱٧ - سمیه |لینک به نوشته

به یاد داری؟

 

 

محاکمه گالیله در کلیسا

 

 

گالیله: " در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم توبه می‌کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم."

 

وی شش سال بعد رسما از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سالها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار می‌گرفت. سرانجام گالیله علیرغم اعتقاد درونی اش، مجبور شد اعتراف کند که نظریه ارسطو درست است و زمین مرکز جهان است.

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٥/۱٢ - سمیه |لینک به نوشته

بلایی خانمان سوز

اعتیاد به زندگی یعنی عادت به انجام انواع و اقسام افعال: گفتن، شنیدن، رفتن، اومدن، خوندن، دیدن، نوشتن، خندیدن، خریدن، خوردن، نخوردن، وهر فعلی که وجود داره.

یعنی نمیدونی چرا ولی انجامش میدی.

شاید قبلنا میدونستی چرا ولی جدیدا نگاش که می کنی دلیلش خیلی برات واضح نیست اما فکر کردن سخته!


اعتیاد یعنی اینکه بعد از انجام افعال مذکور فقط یه "آخیش" بوجود میاد و دیگه هیچ خبری از "آخ جون" نیست ...


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٥/۱ - سمیه |لینک به نوشته


 

 

 

خدایا! تو در آن بالا بر قله الوهیت، تنها چه میکنی؟

ابدیت را بی نیازمندی، بی چشم به راهی، بی امید چگونه به پایان خواهی برد؟

ای که همه هستی از توست، تو خود برای که هستی؟

چگونه هستی و نمی پرستی؟

چگونه می توانم باور کنم که تو نمی دانی که "پرستش" در قلب کوچک من، پرستنده خاکی و محتاج تو، از همه آفرینش تو بزرگ تر است، خوب تر است، عزیز تر است؟

چگونه نمیدانیکه عبودیت از معبود بودن بهتر است؟

نمیدانی که ما از تو خوشبخت تریم؟

ای خدای بزرگ!

تو که بر هر کاری توانایی!

چرا کسی را برای آنکه بدو عشق ورزی، بپرستی

بر دامنش به نیاز چنگ زنی،

غرورت را بر قامت بلندش بشکنی،

برایش باشی، نمی آفرینی؟

ای تو که بر هر کاری توانایی، ای قادر متعال!

چرا چنین نمی کنی؟

مگر غرورها را برای آن نمی پروریم تا بر سر راه مسافری

که چشم بر راه آمدنش هستیم قربانی کنیم؟

خدایا تو از چشم به راه کسی بودن نیز محرومی؟

 

"شریعتی"

 

بعدا نوشت: این نوشته رو اینجا نوشتم تا نظرای آدمای مختلفو ببینم. حداقلش به لحظه به رابطمون با خدایی که تو ذهنمون هست فک کنیم (من خودم اینکارو کردم). اگه رابطه اینطوری که شریعتی گفته باشه خدایی که هست خیلی بیچاره اس و باید فکری به حالش کرد! البته کلا نوشته های شریعتی رو نقض نمیکنم. ولی خوب اینم یه نظر بود

 

 

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/۳/٢٢ - سمیه |لینک به نوشته

یادگارنامه "کوپال"

 

زمان: جمعه اول خرداد الی یکشنبه سوم خرداد

مکان: کوپال یه جاییه بین اهواز و ماهشهر

با همکارم خانوم الف برای سایت ویزیت این مناقصه (کوپال) رفتیم اهواز. خوشبختانه تا این لحظه! سیاستهای شرکتمون در رابطه با نحوه برخورد با خانوما تو کار و نوع نگاهشون با جاهای دیگه فرق داره.

1. اولین نکته اهواز دمای هوای 45 درجه در روز اول و 49 درجه روز دوم بود یعنی همون روزی که ما ساعت 12 ظهر رو تپه کوپال بودیم. انگار جلوی کوره وایستاده باشی.

سایت ویزیت که چیز خاصی نداشت اما جاهایی که روز بعدش رفتیم با وجود گرمای شدید هوا خیلی جذاب بود. بعضی وقتا تو شرایط خاص بعضی چیزا واسه آدم یه مفاهیم خاصی میگیرن که قبلا معنی نداشتن. یکی از این چیزا تو اون شرایط شربت آبلیمو بود!!!

2. جمعیت تقریبا 30 درصدی عرب تو اهواز با ظاهر بسیار وخیم خونه هاشون که در مقابله ی شدید با ماشینهای مدل بالایی بود که داشتن و حیوونایی که کلی پول همونا بود مث گاومیش

3. مردم اهواز مردم بسیار خوب و خونگرمی هستن. البته تو شمال شهرشون نه به زبون محلی حرف می زنن نه لباس خاصی دارن. احساس می کردی تو تهرانی. زبون جنوبی زبون بسیار بسیار شیرینیه

4. چاه هایی که توسط  خرابکارها منفجر شده بودن که دادنشون دست سپاه و ارتش

5. واحدهای متعدد بهره برداری نفت برای صادر شدن و حدود 450 حلقه چاه نفت

6. واحد نمکزدایی اهواز-2 (چون نفتی که نمکی باشه یا درصد آب توش بالا باشه رو خوب نمیخرن)

7. اولین فرزندانم!! (4 قلو هستن البته هنوز کامل نشدن– قراره تو همون بنگستان زندگی کنن تو واحد اهواز-2) البته اسمشونو نمیتونم بنویسم چون از همون واژه های دو مفهومی تو زبان انگلیسیه که ممکن موجب فیلتر شدن وبلاگم بشه. میشه "vesselهای دو قطره" صداشون کرد. آدم چه حسی پیدا می کنه نسبت به کاراش.

 

8. با هزارتا سفارش تونستیم بریم رو دکل حفاری چاه نفت چون برای خانوما (صرفا) باید حتما مجوز گرفته بشه. خیلی جالب بود. کارحفاری کار بسیار بسیار سخت و پر مسئولیتیه. یه کار 24 ساعته به خاطر هزینه ای که دکل برای شرکت ملی حفاری داره


9. به علت استشمام انواع و اقسام بوهای نامطبوع اشتهایمان به شدت کاهش یافته بود                                       

10. و در نهایت کارون عزیز – به این پل اگه اشتباه نکنم میگن پل معلق

 

 

11. کار کردن تو شهرای جنوبی واقعا سخته جدا از مساله آب و هوایی و آلودگی های محیطی از لحاظ روحی واقعا مشکله حالا می خواد جایی که باشی هتل صد ستاره باشه – نمیدونم شایدم واسه من سخت باشه. آدم اونطوری کار کردن اصلا نیستم

12. چقدر چیزایی که باید یاد بگیرم زیاده و راه درازی که در پیشه.

13. در کل سفر خوبی بود. با تجربه های خاص خودش. این اواخر به شدت حس میکردم نیاز به یه مسافرت دارم البته اون چیزی که می خواستم یه سفر شمال بود که دقیقا با 180 درجه چرخش سفری داشتیم به جنوب!! رادارهای دعا کردنم اشتباه موج میفرستن

14. اکثر پیمانکارا از وصول نشدن طلباشون از شرکت نفت و گاز شاکی بودن. مقاله زیرو همون یکشنبه تو روزنامه همشهری اقتصادی خوندم:

            کمبود منابع مالی، مشکل اصلی صنعت نفت

-         در شرایطی که مقام‌های دولتی از سرمایه‌گذاری خارجی 66 میلیارد دلاری  در صنعت نفت خبر می‌دهند، اما به گفته اغلب مسئولان صنعت نفت، کسری سرمایه‌گذاری یک مانع اصلی تحقق سند چشم‌انداز کشور در این بخش است.

-         تاکنون شرکت نفت اینپکس ژاپن، توتال فرانسه و شل که قراردادهای مختلفی برای اجرای طرح‌های تولید نفت و گاز با جمهوری اسلامی داشتند به دلایل مختلف کار را ادامه نداده‌اند.  این امر موجب شد تا شرکت‌هایی از مالزی و چین جایگزین شوند و این شرکت‌ها نیز هنوز اقدامات جدی و عملی برای تحقق این قرارداد‌ها انجام نداده‌اند.

-         به گفته مدیرعامل شرکت ملی نفت، سال 88 شرکت نفت از نظر سرمایه‌گذاری باکمبود مواجه می‌شود و کل سرمایه‌گذاری در این بخش معادل 3 تا 6/3 میلیارد دلار خواهد بود. به گفته وی این میزان سرمایه‌گذاری از محل درآمد فروش نفت و میعانات گاز کم است و نیاز شرکت ملی نفت معادل 24 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است که به تحقق اهداف سند چشم‌انداز منجر شود. (85 درصد کمبود سرمایه!!!)

 

منبع: همشهری اقتصادی

پ.ن: بقیه عکسارو بعدا میذارم.  


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/۳/٦ - سمیه |لینک به نوشته